دینادینا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

دینا جونم

دینا در فروشگاه ترمه

چند روز پیش با دینا رفته بودیم مغازه ی خاله مریم(دوست مامانی) که ترمه میفروشه.دینا خاله مریمشو خیییلی دوست داره.وقتی میریم مغازه اش همه جارو میریزیم به هم  و برمیگردیم. بیاین ادامه مطلب............   این سه تا ترمه رو من خیییلی دوست دارم احتمالا بالایی رو بخریم. ...
27 دی 1391

این روزهای دینا

امروز میخوام یه کم از کارایی که یاد گرفتی بگم.اول از همه نماز خوندنته که من عاشقشم.ظهرها که صدای اذان رو از تی وی میشنوی زود مهر برمیداری و سرتو میذاری روشو میگی الله. تا میگم کلاغه میگه ؟ زود میگی غار غار میگم ببعی میگه ؟ میگی ببببببع میگم هاپو میگه ؟ میگی آپ آپ اسم 10 تا از فلش کارتاتو یاد گرفتی تا نشونشون میدم اسماشونو میگی. کلاهتو خیییلی دوست داری و میگی گلللاه وقتی هم میذارم سرت حتما باید شالگردنشم ببندم وگر نه گریه میکنی. وقتی بابایی از اداره زنگ میزنه گوشی رو میدم بهت و کلی باهاش به زبون خودت حرف میزنی.بابایی میگه دینای من کیه؟ توام میگی من من صبحا حتما باید فرنی بخوری و اگه درست نکنم تا ظ...
5 دی 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دینا جونم می باشد